به گزارش هفت چشمه به نقل از تسنيم، حجت الاسلام والسلمين مهدي طائب در بخشهايي از منبر شب تاسوعاي خود به ماجراي برجام و تأييد مشروط آن توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي اشاره کرد. مهمترين محورهاي سخنان او را در ادامه ميخوانيد:
افول نظر از خدا به کدخدا، تهديدي براي ملت ماست
در مورد برجام، اصل نظر مقام معظم رهبري است و هر چه ايشان بفرمايند همان فصل الخطاب است و بايد توجه کنيم که ملت ما را اين روزها سه چيز تهديد ميکند. اولين ِ آن، اين است که نظرمان از خدا به کدخدا افول کند يادمان برود که خداوند هوالرزاق است. يکي از اموري که انتظار ما را از خدا به سمت کدخدا ميبرد اين است که ميگوييم انشاءالله اگر برجام امضا شود اين بازار يک تکاني ميخورد. اگر چنين مسالهاي در ذهن ما بماند ما روز به روز اوضاعمان بدتر ميشود همه درها را خدا ميبندد و تا الان اعتقاد من بر اين است که وضعيت دولت موجود ما به گونهاي است که خدا دارد روز به روز در را به رويش ميبندد. براي خدا اصلا مهم نيست چه کسي دارد سختي ميکشد خدا ميخواهد تربيت کند و چوبش را ميزند.
حضرت يوسف به زندان افتاد دو زنداني خواب ديدند و او خوابها را تعبير کرد به يکي از آنها گفت آزاد ميشوي وقتي رها شدي و به پيش پادشاه رفتي بگو فلاني در زندان است. خداوند متعال ميگويد اين شخص وقتي نزد شاه رفت شيطان کاري ميکند که فراموشش شود و نتيجهاش هم اين شد که بيش از هفت سال در زندان ماند. چرا؟ مگر يوسف پيغمبر نيست. خداوند اينجا ميگويد از يوسف بپرسيد چه کسي تو را از چاه بيرون آورد؟ چه کسي دستت را گرفت و به تو عزت بخشيد؟ يوسف هم گفت خدايا زندان از وضعيتي که دارم برايم بهتر است. خدا گفت باشد. اگر زندان را انتخاب نميکردي و به جاش ميگفتي خدايا مرا به کنعان برگردان آن موقع من هم تو را به کنعان برميگرداندم اما تو خودت زندان را خواستي و من هم تو را به زندان بردم. حالا در زندان براي شخص ديگري پيام ميدهي؟ خب پس حالا هم صبر کن و بيشتر بمان. گناه هم نکردي اما منتظر بمان. آخر سر يوسف گفت خدايا تا کي بايد بمانيم؟ خدا گفت ديگر هيچ. بيا و از زندان رها شو.
از وقتي گفتند کدخدا کار را راه مي اندازد، دست به طلا ميزنند آهن ميشود
آقايان اين را بدانند و شما هم متوجه باشيد از موقعي که گفتند کدخدا کار را راه مياندازد تا الان دست به طلا ميزنند، آهن ميشود.آقاي احمدي نژاد که بود بولدوزري با همه دنيا حرف زده بود و ميگفتند کار را خراب کرد ولي اين دولت وقتي کار را تحويل گرفت يک ميليون بشکه تحويل گرفت ولي آن را چند ميفروخت؟ هر بشکه 100 دلار. بولدوزر را پنچر کردند. مرگ برآمريکا را ممنوع کردند. اگر مرگ بر اسرائيل گفته بودند که وزير امورخارجه انگلستان در ايران نميگفت ما در گفتمان مسئولان جمهوري اسلامي نسبت به اسرائيل تغيير يافتيم.
سرهنگها را هم تا سطح گروهبان سه بيرون کردند. مذاکرات هم شروع شد اما نفت چند دلار شد؟ اول شد 50 دلار. يعني نصف شد. چرا اينجوري شد؟ چه کسي اينکار را کرد؟ «کدخدا». گفته شد مذاکرات را به ياري خدا جلو ببرند. امضا کردند اما انگار خودشان هم نميدانستند چه چيز را امضا کردند و آمدند. وقتي امضا شد قرار شد شش هفت ماه ديگر آن را امضا کنند نفت اول 40 دلار شد. کلي سعي کردند تا حالا بگويند مثلا 45 دلار شده است. اگر به روز اجرا برسد، همه تحريمها را هم که بردارند يعني آقايان بتوانند 5 الي 10 ميليون بشکه بفروشند وقتي بخواهند فروشند قيمت نفت را به 30 دلار ميرسانند و حتما بعدش هم ميگويند اصلاً نميصرفد که نفت بفروشيم.
بسته اقتصادي دادند. آن وقت چهار وزير گفتند رکود دارد به بحران ميرسد بعد آمدند کارشان را توجيه کردند و گفتند بسته اقتصادي بايد جواب ميداد اما با دو معضل رو به رو شد. يکي اينکه نفت ارزان شد و حالا نميخواهيم بگوييم چه کسي ارزانش کرد. چرا نميخواهيد بگوييد؟ باز هم ميترسيد؟ بازهم ميخواهيد تقصير را گردن سرهنگها بياندازيد؟ گردن آنهايي که مرگ برآمريکا ميگويند، بيندازيد؟ اينکه ديگر گفته نشد. گفتند اين کدخدا برايت عالي کار ميکند. مگر از طريق ترکيه خشکبار و هندوانه را به اروپا نميفرستاديم؟ اما وقتي امضا شد هرچه راه از ترکيه بود ناامنش کردند. هندوانه را هم کيلويي 250 تومان و بعد 200 تومان کف خيابان فروختند. اينجوري ديگر دست کشاورزان بيچاره چيزي نميآيد. چه کسي راه ترکيه را بست؟ چه کسي آنجا را بهم ريخت؟ «کدخدا».
امام زمان(عج) را نميشود با کدخدا آورد
بيايند توبه کنند بگويند غلط کرديم. اين راه خدايي است. يکي از آن چيزهايي که ما را تهديد ميکند اين است که خدايي نکرده ما هم اينطوري بشويم. ما ملتي هستيم که بايد براي امام زمان(عج) سرمايه گذاري شده باشد. امام زمان(عج) را نميشود با کدخدا آورد.
مسئله دومي که ما را تهديد ميکند اين مذاکرات است. يادمان ميرود کجا ميخواهيم برويم. خداشاهد است در اين مذاکرات هر حرفي ميآمد بُرشي بر هدف بود. هدف دائما کوتاه ميشد. در آخرين جملات گفتند بله مردم ما سه چيز ميخواهند استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي. گفتند ما در دنيا با کسي دعوا نداريم، ولي آيا واقعا ما با کسي دعوا نداريم؟ يعني ما با شيطان دوست هستيم؟ اينها هدف را فراموش کردهاند. امام خميني(ره) در اين انقلاب هدفي جز اينکه زمينه را براي آمدن امام زمان(عج) فراهم کند، نداشت. هر هدفي بود مقدمه بود اگر گفتند شاه بايد برود چون شاه مانع بود. اگر گفتند جمهوري اسلامي بايد برپا شود چون براي سازماندهي دولت آينده امام زمان(عج) لازم بود. هر دفعه صحبتي ميشد ميگفتند اميدواريم مقدمهاي براي آمدن امام زمان(عج) باشيم.
آيا هدف اين بود که ما بستر مادي راحت براي خود درست کنيم؟ يعني ما بشويم مانند مردم کوفهاي که در خانه نشسته بودند وقتي به آنها خبر دادند که حسين ابن علي(ع) گير کرده است و به ياري نياز دارد گفتند برايش دعا ميکنيم؟ ما يعني اينجا زندگيمان خوب شود؟ دعاي ندبه هم بگذاريم دعا هم بکنيم؟ خب با چه کسي؟ با آمريکا. آيا اين شدني است؟ اگر شدني بود امام حسين(ع) در کربلا شهيد نميشد. امام گفت شما شيعه هستيد يا نه. اگر هستيد حضرت حجت(عج) را از پس پرده غيبت درآوريد. به ميدان بياييد. اما اينها ميخواهند اين هدف را رد کنند.
مگر نگفتند مشکل ايران فقط انرژي هستهاي است؟ پس چرا تا يک موشک پرتاب شد صدايتان درآمد؟ پس معلوم است اصل ماجرا چيز ديگري است.
مشکل آنها با ما انرژي هستهاي نيست، هستي ماست
انقلاب که پيروز شد، به رشت رفتيم. لاتهاي انقلابيِ کمونيست شده بودند و با چريکهاي فدايي عليه اسلام بودند. موقع انتخاب مجلس خبرگان و قانون اساسي بود. اعلاميههايي عليه شهيد بهشتي پخش ميشد. شبها ما براي سربازها صحبت ميکرديم وقتي برميگشتيم با امثال شهيد عليرضا قطبيان، حسين هاشميان و ... همراه بوديم. زمان بازگشت دو دسته ميشديم اين طرف و آن طرف خيابان. اعلاميههاي عليه شهيد بهشتي را از ديوار برميداشتيم بعد ميگفتيم چرا اين اعلاميهها انقدر دارد راحت کنده ميشود. فهميديم 100 متر جلوتر از ما دارند اعلاميه نصب ميکنند و اينها هنوز چسبش تازه است. اما اولش ما متوجه نبوديم تا اينکه خيلي اتفاقي ما بهم برخورد کرديم و کتککاري شد. همانطور که داشتيم کتک ميخورديم ديدم شهيد قطبيان و سيد حسين هاشميان بااينکه فضاي کتککاري را ديدند اما به کندن اعلاميهها دارند، ادامه ميدهند. گفتم احسنت که کارت را داري ادامه ميدهي. اما عدهاي نميفهميدند اصل ماجرا چيست. اينها مشکل شان انرژي هستهاي نيست بلکه هستي ِ ماست. نميتوانند هستي ما را از بين ببرند ميخواهند قدرت دفاعي اين هستي را بردارند. من نميدانم دولت اين چيزها را فهميد و امضا کرد يا نه؟ وقتي يک موشک را آزمايش کرديم گفتند به سازمان ملل نامه ميزنيم. معلوم شد دنبال اين بودند که اين قدرت دفاعي را بردارند.
ديروز هم که آمار رسمي کشتار حجاج را اعلام کردند. اينها يهودي صفت هستند براي اينها مردم گوسفند هم به شمار نميآيند. فکر ميکنيد جنازهها را در منا کجا نگهداري ميکردند؟ در ماشينهايي که گوسفند به جده تحويل ميدادند گذاشتند اين جسدها سياه شدند، خراب شدند اما يک کشور هم بخاطر ترس از آمريکا و عربستان صدايش درنيامد. اما مقام معظم رهبري با آرامش فقط چند کلمهاي گفتند و حرفشان را زدند و ديديم که ورق برگشت. اينها فقط زبان زور حاليشان ميشود. گفتند اگر قدرتمند شديد ميتوانيد حرفتان را در دنيا به کرسي بنشانيد اما اگر ضعيف شديد مثل دانه ارزن از زمين بلندتان ميکنند.
او اصلا نظامي نبود يک فقيه بود. گفت اين آيه ميگويد «واعدوا لهم مااستطعتم...» اگر بخواهي به آن هدف که آمدن بقيه الله(عج) است برسي، بايد اين «اعدوا» آماده شود. سوال ميکنم ما اگر هدفمان آنجا باشد و بخواهيم به اعدوا برسيم فرضا بايد يک ماه گرسنگي بکشيم ولي اگر بگوييم نميخواهيم گرسنگي بکشيم آيا ما شيعهايم؟ اگر به اينجا رسيديم بايد بدانيم دشمن تعارض ايجاد ميکند.
در مسير مذاکرات دشمن در حال گم شدن است
مساله سومي که ما را تهديد ميکند؛ گم کردن دشمن است؛ هدف چيست؟ آمدن امام زمان(عج). شما اگر در آوردن امام زمان(عج) دشمن را گم کنيد، تهديد است. در اين مذاکرات دشمن دارد گم ميشود. اينها چيزهايي است که ملت ما را تهديد ميکند وگرنه برجام و اجرا و عدم اجرا هماني است که حضرت آقا فرمودند که از آن لحاظ نگران نباشيد. چون هيچ چيز که دست ما نيست. آقايان اجرا کردند، کردند. اجرا هم نکردند، نکردند. به قول خودشان به جهنم. ملت راه خودش را ميرود «اعدوا» بايد تحقق پيدا کند و خداوند هم فرموده «ان تنصرو الله ينصرکم...» وضعيت ما در عالم باتوجه به مجموعه کلي آيا از اين بهتر ميشود؟ همين آقاياني که همهاش ميگفتند ما در دنيا روسياه شديم. همين اينبار که به آنجا رفتند گفتند آنجا با هرکسي در هر مسالهاي صحبت ميکنيم، ميگويند ايران نظرش مثبت باشد، حل ميشود. اين را شما حاصل کرديد يا انقلاب؟ زمان شاه وضعيت به گونهاي بود که نگاه هم به ما در دنيا نميکردند. امروز قله حاکميت شما کسي است که اهل نماز شب است، کسي که هر سياستمدار و دانشمندي از دنيا در جوارش مينشيند و برميگردد تاثير ميگيرد.
نميدانم چقدر صحت دارد اما گفتند يکي از سياستمداران آمريکا گفته بود چطور ميشود فقط يک جلسه با حاج قاسم سليماني بگذاريم؟ چون اين حاج قاسم يک پرده کوچک از آن عظمت آقاست.
آقاي اردوغان آمده بود مقام معظم رهبري گفتند اگر يک سري کارها را انجام دهي مجلس بعدي راي ميآوري او خلافش عمل کرد. مجلس را از دست داد الان دارد به سرش ميکوبد که چرا حرف آمريکاييها را گوش داده است. الان دارد به اموري ميرسد که آقا به او خط دادند اما ديگر دير شده است. مقام معظم رهبري در اين عالم جوري هستند که هندسه کار براي رسيدن به هدف را دارند عالي جلو ميبرند يعني اموري که ديگران نميفهمند در آن هندسه دخالت دارند را ايشان متوجه ميشوند.
نظر از خدا به کدخدا رفتن، هدف را فراموش و دشمن را گم کردن سه موردي است که ما را تهديد ميکند؛ اگر اين سه مسئله محقق شود آمريکا به تهران ميآيد. مک دونالد و سفارتخانهاش را ميآورد و اين در صورتي است که کسي خيال کند آمريکا ميتواند مشکلي از ما را حل کند. در غير اين صورت گور پدر کدخدا. ما ميخواهيم امام زمان(عج) را بياوريم و آمريکا دشمن ما است. اينها قضايايي است که نبود و عاشورا به وجود آمد. اگر در زمان عاشورا اين چيزها را فهميده بودند که امام حسين(ع) شهيد نميشد.
انتهاي پيام/